تبليغاتX
دختر تنها
 
می نویسم دیدار ، تو اگر با من و همراه منی یک به یک فاصله ها را بردار
   
  من با یه دنیا خاطر تو               تو به من گفتی برو            من چه جوری جدا شم از تو

من می خوام از دنیا برم            تو می گی تنهایی برو        من می میرم جدا شم از تو

من با دلی خون از غم تو            چی می شه بمونی با من       نگو شرم می کنم از تو

من با خودم می گم دل تو         چرا بد می کنه با من            باشه دل می کنم از تو

رفتم از شهر خدا ستاره چیدم واسه تو             تو ستاره مو سوزوندی      آخرش گفتی برو

آی دلت بسوزه می رم       تو اسیر دلتی        کاش می دونستی عزیزم اون ستاره خودتی

تو سوزوندی خودتو با خودت منم سوزوندی

                                                      کاش دل نداشتی و جاش تو ی قلبه من می موندی

من ..........................................................

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط الهه ی ناز ...
 
   
  سلامممممممممممم بچه ها . خوبین . خوشین . سلامتین . امیدوارم که هم خوب باشین ،

هم خوش باشین ، هم سلامت . چه خبرا. خوش می گذره . ممنون که تو این سال منو تنها

نذاشتین . همیشه با کامنت های خوبتون منو خوشحال کردین . این آخرین پستم تو سال ۱۳۸۶

اگه بد بود دیگه به بزرگی خودتون ببخشین . برام کامنت بزارین . منتظرتونم .

چهارشنبه سوری :

يکی از آئينهای سالانه ايرانيان چهارشنبه سوری يا به عبارتی ديگر چارشنبه سوری است.

ايرانيان آخرين سه شنبه سال خورشيدی را با بر افروختن آتش و پريدن از روی آن به استقبال

نوروز می روند.


مردم در اين روز برای دفع شر و بلا و برآورده شدن آرزوهايشان مراسمی را برگزار می کنند

 که ريشه اش به قرن ها پيش باز می گردد.

مراسم ويژه آن در شب چهارشنبه صورت می گيرد برای مراسم در گوشه و کنار کوی و

 

برزن نيز بچه ها آتش های بزرگ می افروزند و از روی آن می پرند و ترانه (سرخی تو از

 

من ، زردي من از تو ) می خوانند.

 

ظاهرا مراسم چهارشنبه سوری برگرفته از آئينهای کهن ايرانيان است که همچنان در

 

ميان آنها و با اشکال ديگر در ميان باقی بازماندگان اقوام آريائی رواج دارد.

 

اما دکتر کورش نيکنام موبد زرتشتی و پژوهشگر در آداب و سنن ايران باستان، عقيده دارد

 

که چهارشنبه سوری هيچ ارتباطی با ايران باستان و زرتشتيان ندارد و شکل گيری اين

 

مراسم را پس از حمله اعراب به ايران می داند.

 

در ايران باستان هفت روز هفته نداشتيم.در ايران كهن هر يك از سي روز ماه، نامي ويژه

 

دارد، كه نام فرشتگان است. شنبه و يکشنبه و... بعد از تسلط اعراب به فرهنگ ايران وارد

 

شد.

 

بنابراين اينکه ما شب چهارشنبه ای را جشن بگيريم( چون چهارشنبه در فرهنگ عرب روز

 

 نحس هفته بوده ) خودش گويای اين هست که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ايران

 

مرسوم شد."

 

"برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه ( يا هر چهار سال ۶ روز اضافه ). ما در اين پنج

 

روز آتش روشن می کرديم تا روح نياکانمان را به خانه هايمان دعوت کنيم."

 

"بنابراين، اين آتش چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ايران

 

باستان است و زرتشتيان به احتمال زياد برای اينکه اين سنت از بين نرود، نحسی

 

چهارشنبه را بهانه کردند و اين جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه

 

سوری."

 

مراسم چهارشنبه سوری :

 

بوته افروزی

 

در ايران رسم است كه پيش از پريدن  آفتاب، هر خانواده بوته هاي خار و گزني را كه از

 

پيش فراهم كرده اند روي بام يا زمين حياط خانه و يا در گذرگاه در سه يا پنج يا هفت «گله»

 

كپه مي كنند. با غروب  آفتاب و نيم تاريك شدن آسمان، زن و مرد و پير و جوان گرد هم

 

جمع مي شوند و بوته ها  را آتش مي زنند. در اين هنگام از بزرگ تا كوچك هر كدام سه بار

 

از روي بوته هاي  افروخته مي پرند، تا مگر ضعف و زردي ناشي از بيماري و غم و محنت

 

را از خود بزدايند  و سلامت و سرخي و شادي به هستي خود بخشند. مردم در حال پريدن

 

از روي آتش ترانه هايي  مي خوانند.

 

 

زردي من از تو ، سرخي تو از من

 

 

غم برو شادي بيا ، محنت برو روزي بيا 

 

 

اي شب چهارشنبه ، اي كليه جاردنده ، بده مراد بنده 

 

 

خاکستر چهارشنبه سوري، نحس است، زيرا مردم هنگام پريدن از روي آن، زردي و یيماري

 

 

خود را، از راه جادوي سرايتي، به آتش مي دهند و در عوض سرخي و شادابي آتش را به

 

 

خود منتقل مي کنند. سرود "زردي من از تو / سرخي تو از من"

 

 

هر خانه زني خاكستر را در خاك انداز جمع مي كند، و آن را از خانه بيرون مي برد و در سر

 

 

چهار راه، يا در آب روان مي ريزد. در بازگشت به خانه، در خانه را مي كوبد و به  ساكنان

 

 

خانه مي گويد كه از عروسي مي آيد و تندرستي و شادي براي خانواده آورده است.

در اين هنگام اهالي خانه در را به رويش مي گشايند. او بدين گونه همراه خود  تندرستي و

شادي را براي يك سال به درون خانه خود مي برد. ايرانيان عقيده دارند كه با افروختن آتش و

سوزاندن بوته و خار فضاي خانه را از موجودات زيانكار مي پالايند و ديو پليدي و ناپاكي را از

محيط زيست دور و پاك مي سازند. براي اين كه آتش آلوده   نشود خاكستر آن را در سر

چهارراهيا در آب روان مي ريزند تا باد يا آب آن را با خود  ببرد

قاشق زنی

زنان و دختران آرزومند و حاجت دار، قاشقي با كاسه اي مسين برمي دارند و شب هنگام

 

 

در كوچه و گذر راه مي افتند و در برابر هفت خانه مي ايستند و بي آنكه حرفي بزنند

 

 

پي در پي قاشق را بر كاسه مي زنند. صاحب خانه كه مي داند قاشق زنان نذر و حاجتي

 

 

 دارند، شيريني يا آجيل، برنج يا بنشن و يا مبلغي پول در كاسه هاي آنان مي گذارد. اگر

 

 

 قاشق زنان در قاشق زني چيزي به دست نياورند، از برآمدن آرزو و حاجت خود نااميد

 

 

خواهند شد. گاه مردان به ويژه جوانان، چادري بر سر مي اندازند و براي خوشمزگي و

 

 

تمسخر به قاشق زني در خانه هاي دوست و آشنا و نامزدان خود مي روند.

 

 

آش چهارشنبه سوری

 

 

خانواده هايي كه بيمار يا حاجتي داشتند براي برآمدن حاجت و بهبود يافتن بيمارشان نذر

 

 

مي كردند و در شب چهارشنبه آخر سال «آش ابودردا» يا «آش بيمار» مي پختند و آن را

 

 

اندكي به بيمار مي خوراندند و بقيه را هم در ميان فقرا پخش مي كردند.

 

 

فال گوش نشینی

 

 

زنان و دختراني كه شوق شوهر كردن دارند، يا آرزوي زيارت و مسافرت، غروب شب

 

چهارشنبه نيت مي كنند و از خانه بيرون مي روند و در سر گذر يا سر چهارسو مي ايستند

 

و گوش به صحبت رهگذران مي سپارند و به نيك و بد گفتن و تلخ و شيرين صحبت كردن

 

رهگذران تفال مي زنند. اگر سخنان دلنشين و شاد از رهگذران بشنوند، برآمدن حاجتو

 

آرزوي خود را برآورده مي پندارند. ولي اگر سخنان تلخ و اندوه زا بشنوند، رسيدن به مراد و

 

آرزو را در سال نو ممكن نخواهند دانست.

 

 

حالا بچه ها خودتون قضاوت کنین . چهارشنبه سوری با این آیین بهتره ؟ یا چهارشنبه

 

سوری که ما الان اجراش می کنیم .

 

کدومش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

فقط به خاطر یه خوش گذرونی چند ساعته یه عمر خودمون با دیگران رو بدبخت می کنیم .

 

به نظرتون ارزش داره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

چرا با جون خودمون و دیگران بازی می کنیم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

نمی خوام نصیحت کنم ولی خودتون بگین . این کار درسته ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

بهار ......................... آمد ...........................

 

چند بهار را دیده ای ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

از چند خیابان بهاری رد شده ای و به خیابانی که پوشیده از برگهای خزانی است

 

رسیده ای ؟

 

به جز خودت چند نفر را در آیینه پیدا کردی ؟ چندبار سرود سبز زندگی را با بهار خوانده ای ؟

 

چقدر به انتظار بهار در کنار جاده ایستاده ای ؟ و به افق های نامعلوم چشم دوخته ای ؟ 

 

مبادا بهار بیاید و درختان سبز شوند و تو سبز نشوی ! مبادا هیچ گلی درقلبت نروید و هیچ 

 

شکوفه ای در چشمت ننشیند ! مگر چقدر فرصت داری ؟

 

بهار وقتی زیباست که ما انسانها هم پا به پای بهار سبز شویم .

 

اگر من و تو سبز نشویم از این همه گل و درخت و ........ چه سود ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

عید آمد ................

 

ساقیا ! آمدن عید مبارک بادت !                       و آن مواعید که کردی ، مرود از یادت 

 

در شگفتم که در این مدت ایام فراق               برگرفتی زحریفان دل ودل می دادت

 

برسان بندگی دختر زر ، گو : بدر آی                 کردم همت ما ، کرد ز بند آزادت

 

شکر ایزد ! که از این باد خزان ، رخنه نیافت     بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت

 

شادی مجلسیان ، در قدم و مقدم توست        جای غم غم باد هر آن دل که نخواهد شادت

 

چشم بد دور ! کز این تفرقه خوش باز آورد      طالع نامور و دولت ما در زادت

 

حافظ ! از دست مده صحبت آن کشتی نوح     ورنه طوفان حوادث ، ببرد بنیادت

 

در آخر هم عید همتون مبارک . امیدوارم سال خوبی رو شروع کنین . هر آرزویی که دارین

 

برآورده بشه . برای من هم دعا کنین .

 

دوستون دارممممممممممممممممممممممممممممممممم

 

چهارشنبه سوری مراقبه خودتون باشین .

 

بای تا های سال ۱۳۸۷

 

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط الهه ی ناز ...
 
   
  شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت

                                                          روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت

گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود

                                                          بار بست و به گردش نرسیدیم و برفت

بس که ما فاتحه و حسر زمانی خواندیم

                                                          وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت

عشوه می داد که از کوی ارادت نروم

                                                          دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت

شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن

                                                          در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت

همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم

                                                          کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت

تنهام گذاشت

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط الهه ی ناز ...
 
   
 

در خویش می گدازم        و دستانم شعله ، شعله به سمت تو قد می کشد

در خویش می گدازم         و لحیم آه مکررم افق ، افق می شکفد و پیش می راند .

در خویش می گدازم         سجده ، سجده زمزمهی ذکر تو را مرهم آرامش می کنم

در خویش می گدازم          قطره ، قطره بلور گدازنده اشک چون شبهای داغ بی آرام

 از آسمان چشمانم جاری است .

بی خنکای عنایتت محو و جز خاکستری در دستان باد نیستم

آسمان رحمتت همواره آبی باد ای که سفره ی محبت تو پررنگ است .

لذیذترین استجابتها پیوسته در پیش دستان خواهش نیازمندان گسترده است .

معبود من ، حقیقت یکتای مطلق استوار بر کنگره ی اشک ایستاده ای و عطر لطف و

رحمتت را بر جهان می پاشی .

قطره ، قطره با هر باران نازل می شوی و برگ ، برگ با هر درخت به آسمان سر می کشی .

دریاب ، معبود من ، این دستهای نیایشی را که دیری استجراحت رو ح مرا فریاد می کشد .

دستهایی که قلبم را در خویش می فشارد و آتش ناک به درگاه تو پیش کش می آورد .

پروردگارا ، فانوس روشن عشقی را که خود در فطرت من افروخته ای شعله ور تر کن تا به

 تاریکی بی راهه خواه و رها از قید و بند دنیا به سوی تو بال بگشایم .

معبود من ، قلب مرا به عشق بیازمای ، آتش عشق را در سرای دلم بیافروز و خانه خرابم

 کن .

مرا به عشق بخوان ، تا به چنان شتابی برخیزم ، بشتابم که جز به اعجاز عشق میسر نباشد .

مرا به عشق بخوان گر چه شعله اش عاشق را خاکستر میکند .

مرا به عشق بخوان تا چون قطره ای از اقیانوس عصمتت در آن ذوب شوم و به تلاطم

در آیم و با توفنده ترین امواج به سمت تو سر بر آسمان بر آورم .

                                                                        مرا به عشق بخوان .................

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط الهه ی ناز ...
 
   
   در غم چه به سر مي برد ؟؟؟؟؟

در ميان دستان خون آلود مردي

آنگاه کلاغان تعزيه آمدنم را سرودند

در گور تنهايي خويش آواز نا آشناي زيستن را سر دادم

در بي کرانه برفي عشق دست و پا زدم

آنگاه سگان ، زوزه کنان ، تلنگر صد عقربه را براي من سرودند .

در گور تنهايي خويش موسيقي آشناي مرگ را نواختم

آنگاه مورچگان براي وليمه اي ناخواسته صد شعر سرودند .

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط الهه ی ناز ...
 
   
  در درخشش صبحگاه ، قطره های اشک بر روی برگها به جا مانده است و صدای زاری مرغان

که همچنان از دیشب در ذهن و گوشم یادآوری می شود .

اکنون غوغای دیشب آرام گشته و زندگی دوباره به حالت عادی بازگشته است .

آنگونه که هرکس کار دیروزش را آغاز کرده و مشغول شده است .

بچه ها که دوباره شوق و شور و اشتیاق بازی در چهرهایشان موج می زند و خندان مشغول

بازی کردن هستند .

همه ی مردان صبح زود برای امرار معاش برخاسته و عازم شده اند .

جمعی از زنان مشغول شستن حیاط ، فضای خنک و آرامی را به وجود آورده است .

بوی خوبی به مشامم می رسد که گرسنگی ام را دوچندان کرده است .

دختران خانه اکنون بر روی رواق نشسته اند و با پسرها صحبت می کنند .

هندوانه می خورند و می خندند و گویا مرا تمسخر می کنند

مدتهاست که اینجا خوابیده ام اما کسی نیامده .... مهم نیست ....!!!

تنها یک چیز می خواهم ....